demander

واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی

فعل · /\də.mɑ̃.de\/

Conjugaison du verbe demander

فعل

  1. خواستن، درخواست کردن
  2. (حقوق) دادخواهی کردن، درخواست کردن
  3. گدایی کردن
  4. خواستن که بدهند یا بیاورند
  5. خواستگاری کردن
  6. (آگهی) جویا بودن، خواستن
  7. سراغِ کسی را گرفتن
  8. پرسیدن
  9. (دربارهٔ چیزها) خواستن، نیاز داشتن
  10. (بلژیک و آفریقا، گفتاری) احوالِ کسی را پرسیدن

مثال‌ها