démembrement

واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی

اسم · /\de.mɑ̃.bʁə.mɑ̃\/

اسم

  1. عمل جدا کردن یا نتیجه آن
  2. تقسیم یک سند به چند سند
  3. تجزیه حق بهره‌برداری و مالکیت یک دارایی

مثال‌ها