raison

واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی

اسم · /\ʁɛ.zɔ̃\/

اسم

  1. عقل، خرد
  2. اصول فلسفی شناخت
  3. قوه استدلال
  4. خردمندی، حکمت
  5. حق، عدالت
  6. جبران توهین
  7. دلیل، برهان
  8. دلیل، علت، انگیزه
  9. حقوق و ادعاها
  10. نام شرکت تجاری
  11. (قدیمی) سهم شریک در شرکت
  12. قدرِ تصاعد (نسبت یا تفاضل)

مثال‌ها