raisonnablement

واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی

قید · /\ʁɛ.zɔ.na.blə.mɑ̃\/

قید

  1. عاقلانه، منطقی، از روی انصاف
  2. به طور معقول، به اندازه کافی
  3. نسبتاً خوب، قابل قبول

مثال‌ها