ralinguer

واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی

فعل · /\ʁa.lɛ̃.ɡe\/

Conjugaison du verbe ralinguer

فعل

  1. دور لبه بادبان طناب دوختن
  2. جهت دادن بادبان‌ها همسو با باد
  3. تکان خوردن بدون گرفتن باد
  4. در باد تکان خوردن
  5. از سرما لرزیدن مانند بادبان در باد

مثال‌ها