oreille

واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی

اسم · /\ɔ.ʁɛj\/

اسم

  1. گوش؛ اندامِ شنوایی، شاملِ گوشِ خارجی، میانی و داخلی
  2. گوش؛ اندامِ شنوایی که در دو سوی سر جای دارد
  3. شنوایی؛ حسی که صدا را درمی‌یابد
  4. گوشِ موسیقی؛ توانِ تشخیصِ درستیِ نت‌ها و نگه‌داشتنِ ضرب
  5. لالهٔ گوش؛ بخشِ بیرونیِ پیرامونِ مجرای گوش
  6. گوشِ حیوان به‌عنوانِ خوراک؛ گوشِ پخته
  7. گوشِ شنوا؛ توجه و اعتمادی که کسی به سخنِ آدم دارد
  8. شنونده؛ کسی که گفته‌ها را می‌شنود
  9. آنچه به شکل یا موقعیت خود، لاله گوش انسان یا حیوان را تداعی می‌کند.
  10. دستهٔ ظرف یا ابزار؛ زبانهٔ برجسته در دو سوی آن
  11. گوشهٔ تاشدهٔ صفحهٔ کتاب برای نشانه‌گذاری
  12. گوشهٔ پارچهٔ بسته‌بندی که در چهار کنجِ عِدل می‌گذارند تا بتوان آن را گرفت و جابه‌جا کرد
  13. دو دندانه انتهایی شانه که قوی‌ترند و بقیه را نگه می‌دارند.
  14. زائده جفتی در پایه برخی برگ‌ها و گلبرگ‌ها.
  15. برآمدگی پوسته نان ناشی از برش پیش از پخت.
  16. گوشی؛ هدفون
  17. گوشیِ صندلی؛ بخشِ کناریِ پشتیِ صندلی که سر روی آن می‌آساید
  18. بخش برجسته دیوار در دو طرف طاقچه پنجره.

مثال‌ها