confiance

واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی

اسم · فعل · /\kɔ̃.fjɑ̃s\/

اسم

  1. اعتماد؛ احساسِ امنیت نسبت به کسی یا چیزی
  2. اطمینانِ خاطر؛ دلگرمی و جسارت

فعل

  1. اول‌شخصِ مفردِ حالِ اخباریِ confiancer
  2. سوم‌شخصِ مفردِ حالِ اخباریِ confiancer
  3. اول‌شخصِ مفردِ حالِ التزامیِ confiancer
  4. سوم‌شخصِ مفردِ حالِ التزامیِ confiancer
  5. دوم‌شخصِ مفردِ امرِ confiancer

مثال‌ها