pli

واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی

اسم · /\pli\/

اسم

  1. تا؛ تاخوردگی پارچه، کاغذ و غیره
  2. چین و چروک پارچه، دراپه
  3. نامه، پاکت نامه (به دلیل تا کردن کاغذ در گذشته برای بستن آن)
  4. راز، زاویه پنهان
  5. خطِ تا، رد تاخوردگی روی پارچه یا کاغذ
  6. عادت، رویه؛ مثلاً در «عادتِ چیزی را گرفتن».
  7. حالت سر اسب به سمت داخل یا خارج (در سوارکاری)
  8. هر چیزی شبیه به چین یا تای پارچه
  9. چین و چروک صورت
  10. مفصل، خم‌شدگی مفصل (مانند چین آرنج)
  11. گوشه، کنج
  12. در ورق‌بازی، دست؛ ورق‌هایی که در یک دور بازی می‌شود و یک بازیکن برمی‌دارد.
  13. چین‌خوردگی لایه‌های سنگ (در زمین‌شناسی)
  14. ورق یک نقشه یا کارت تاشو

مثال‌ها