montrer

واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی

فعل · /\mɔ̃.tʁe\/

Conjugaison du verbe montrer

فعل

  1. نشان دادن؛ در معرضِ دید گذاشتن
  2. با اشاره نشان دادن، راهنمایی کردن.
  3. آشکار کردن؛ نمایان ساختن.
  4. نشانه یا گواهِ خصلتی خوب یا بد بروز دادن
  5. آشنا کردن؛ ثابت کردن؛ نشان دادن.
  6. آموزش دادن.
  7. رفتار سنجیده داشتن، ظاهر خود را حفظ کردن در مواقعی که قاطعیت لازم است.
  8. با رفتارش نشان دادن که مصمم است عمل کند یا از حق خود دفاع کند.
  9. با اعمال نشان دادن که کی هست.

مثال‌ها