moquer

واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی

فعل · /\mɔ.ke\/

Conjugaison du verbe moquer

فعل

  1. مسخره کردن کسی یا چیزی، خندیدن به آن و مضحکه کردن (مسخره کردن / دست انداختن).
  2. تحقیر کردن، به چالش کشیدن و نشان دادن بی‌اعتنایی (به سخره گرفتن / بی‌اعتنایی کردن).
  3. جدی حرف نزدن یا عمل نکردن (شوخی کردن / جدی نگرفتن).
  4. بیش از حد تعارف کردن و اغراق در ادب برای تمسخر (اغراق در تعارف / دست انداختن با تعارف).
  5. مضحکه کردن (به تمسخر گرفتن).
  6. اهمیت ندادن و بی‌تفاوت بودن نسبت به چیزی (اهمیت ندادن / به هیچ گرفتن).

مثال‌ها