exposer

واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی

فعل · /\ɛks.po.ze\/

Conjugaison du verbe exposer

فعل

  1. به نمایش گذاشتن؛ چیزی را جلوی دید چیدن.
  2. به چوبهٔ ننگ بستن؛ در ملأِ عام رسوا کردن
  3. دربارهٔ هنرمند: آثارِ خود را در نمایشگاهی که داوران برمی‌گزینند عرضه کردن.
  4. برای پرستش و بزرگداشتِ مؤمنان به نمایش گذاشتن.
  5. در معرض دید عموم گذاشتن آنچه می‌خواهیم بفروشیم.
  6. شرح دادن؛ بیان کردن، توضیح دادن.
  7. رو به سویی گذاشتن؛ مثلاً خانه‌ای رو به جنوب.
  8. به خطر انداختن.
  9. در معرضِ خطر بودن.
  10. در جاز، تم را بی‌بداهه‌نوازی نواختن.
  11. رها کردن مخفیانه کودک تازه متولد شده.
  12. خود را به دردسر یا خطر انداختن.
  13. خود را در خطر قرار دادن، ریسک کردن.
  14. موضوعی را شرح و بسط دادن.
  15. رسوا کردن؛ خطاهای کسی را برای عموم فاش کردن.

مثال‌ها