morailles

واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی

فعل · اسم · /\mɔ.ʁaj\/

فعل

  1. دوم‌شخصِ مفردِ حالِ اخباریِ فعلِ morailler
  2. دوم‌شخصِ مفردِ حالِ التزامیِ فعلِ morailler

اسم

  1. انبری که با آن بینی اسب بی‌قرار یا بدخوی را فشار می‌دهند تا نعل ببندند یا عمل انجام دهند
  2. انبر مورد استفاده برای کشیدن استوانه‌های شیشه

مثال‌ها