morailles
واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی
فعل · اسم · /\mɔ.ʁaj\/
فعل
دومشخصِ مفردِ حالِ اخباریِ فعلِ morailler
دومشخصِ مفردِ حالِ التزامیِ فعلِ morailler
اسم
انبری که با آن بینی اسب بیقرار یا بدخوی را فشار میدهند تا نعل ببندند یا عمل انجام دهند
انبر مورد استفاده برای کشیدن استوانههای شیشه
مثالها
Mettez-lui les morailles.
Mots liés
moraillon
moraillon
moraine
moral
moral
morale
morale
moralement
moralisateur
moralisateur
moralisatrice
moraliser
moraliseur
moraliseuse
moraliste
moralité
بخشهای دیگر
دستور زبان فرانسه — درسهای گرامر
۱۰۰۰ واژهٔ پرکاربرد فرانسه
دیکشنری فرانسه به فارسی