montre

واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی

اسم · /\mɔ̃tʁ\/

اسم

  1. نمایاندن؛ کنشِ نشان دادن.
  2. نمایش و عرضه
  3. نمونه
  4. نمایشگاه یا بازار
  5. بازبینی نظامی قدیمی
  6. پارچه نمونه با کیفیت برتر
  7. محل نمایش اسب برای فروش
  8. سند فهرست سربازان وظیفه
  9. ردیف لوله‌های نمای ارگ
  10. ساعت مچی یا جیبی
  11. ویترین نمایش اشیای گران‌بها

مثال‌ها