tuer

واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی

فعل · /\tɥe\/

Conjugaison du verbe tuer

فعل

  1. کشتن
  2. (در سانحه) به کشتن دادن
  3. مرگ ایجاد کردن
  4. (مجازی) از پا انداختن، فرسودن
  5. (گفتاری، مجازی) کشتن، کلافه کردن: Ça me tue = مرا می‌کشد
  6. از میان بردن، نابود کردن
  7. اثرِ چیزی را از بین بردن
  8. (وقت) کشتن، سر کردن
  9. (se tuer) خودکشی کردن؛ خود را هلاک کردن
  10. (کهن) خاموش کردن (شمع)

مثال‌ها