entendre

واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی

فعل · /\ɑ̃.tɑ̃dʁ\/

Conjugaison du verbe entendre

فعل

  1. شنیدن
  2. شنیدن صدایی که وجود ندارد
  3. گوش دادن، گوش سپردن
  4. (کهن‌گرا) فهمیدن، سررشته داشتن از
  5. آگاه شدن از مطلبی یا خبری
  6. مشورت کردن
  7. (حقوق) استماع کردن (شاهد، متهم)
  8. شنیدن اعتراف گناهکار
  9. شنیدن خبری عجیب یا حیرت‌آور
  10. (کنسرت، سخنرانی) شنیدن، پای آن نشستن
  11. اجابت کردن، شنیدن (دعا)
  12. پذیرفتن، رضایت دادن: C'est entendu = قرار شد
  13. منظور داشتن: Qu'entendez-vous par là? = منظورتان چیست؟
  14. خواستن، مصر بودن که
  15. قصد داشتن
  16. (s'entendre avec) کنار آمدن با، ساختن با

مثال‌ها