entier

واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی

صفت · اسم · /\ɑ̃.tje\/

صفت

  1. کامل، تمام؛ که همهٔ اجزایش را دارد
  2. در مورد اعدادی که از یک یا چند واحد کامل تشکیل شده‌اند به کار می‌رود (عدد صحیح).
  3. (گیاه‌شناسی) کناره‌صاف؛ برگ یا گلبرگی که لبه‌اش بریدگی ندارد
  4. دست‌نخورده، بی‌تغییر
  5. سرسخت، یک‌دنده؛ که در عقیده‌اش کوتاه نمی‌آید
  6. (دربارهٔ اسب) اخته‌نشده، نریان

اسم

  1. تمامیّت؛ همهٔ اجزای چیزی یا کسی
  2. عدد صحیح
  3. اسبِ نرِ اخته‌نشده، نریان

مثال‌ها