crime

واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی

اسم · صوت · /\kʁim\/

اسم

  1. تخلف بسیار جدی، از نظر اخلاق یا قانون
  2. تخلفی که قانون آن را با مجازاتِ ننگ‌آور، یا تنبیهی و ننگ‌آور کیفر می‌دهد، در برابرِ جُنحه و خلاف
  3. قتل عمد، قتل
  4. عمل قابل سرزنش یا محکوم
  5. تقصیر جزئی
  6. مجموعه افراد جنایتکار، اعمال جنایتکارانه

صوت

  1. تلطیفِ ناسزاها و سوگندهای مذهبی، به‌ویژه crisse، برای نشان دادنِ احساسی خاص

مثال‌ها