crisper

واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی

فعل · /\kʁis.pe\/

Conjugaison du verbe crisper

فعل

  1. با انقباض یا انقباض‌هایی منقبض کردن.
  2. تنگ کردن، چروکاندن.
  3. بی‌حوصله کردن، سخت آزردن.
  4. تنگ شدن، جمع شدن.

مثال‌ها