criser
واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی
فعل · /\kʁi.ze\/
Conjugaison du verbe criser
فعل
بحران داشتن.
حمله صرع داشتن.
مثالها
Arrêtez de criser !
—
دست از بحران داشتن بردارید!
Je crise déjà depuis un moment sur ce problème.
—
من مدتی است روی این مشکل بحران دارم.
Mots liés
énerver
crispation
crisper
crispin
criss
criss
crissa
crisse
crisse
crisser
cristal
cristallerie
cristallin
cristallin
cristalline
cristalline
بخشهای دیگر
دستور زبان فرانسه — درسهای گرامر
۱۰۰۰ واژهٔ پرکاربرد فرانسه
دیکشنری فرانسه به فارسی