crise magnétique
واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی
اسم · /\kʁiz ma.ɲe.tik\/
اسم
نام حالتی که افراد مغناطیسشده در آن قرار میگیرند
Mots liés
crise ministérielle
crise monétaire
criser
crispation
crisper
crispin
criss
criss
crissa
crisse
crisse
crisser
cristal
cristallerie
cristallin
cristallin
بخشهای دیگر
دستور زبان فرانسه — درسهای گرامر
۱۰۰۰ واژهٔ پرکاربرد فرانسه
دیکشنری فرانسه به فارسی