criquer

واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی

فعل · /\kʁi.ke\/

Conjugaison du verbe criquer

فعل

  1. ترک برداشتن (در مورد فولاد هنگام سرد شدن).
  2. پاره شدن (در مورد نخ پشمی که خوب آهار نخورده باشد).