trouver

واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی

فعل · /\tʁu.ve\/

Conjugaison du verbe trouver

فعل

  1. پیدا کردن، یافتن
  2. تصادفاً یافتن
  3. رسیدن به مطلوب
  4. (در حالتی) یافتن، مچ گرفتن
  5. کشف کردن؛ به فکرش رسیدن
  6. (ویژگی) دیدن در، یافتن در
  7. (نظر) یافتن، به نظرِ کسی بودن: Je trouve ça bon = به نظرم خوب است
  8. (trouver à + مصدر) راهی یافتن برای
  9. (se trouver) واقع بودن، قرار داشتن
  10. (se trouver) در وضعی بودن

مثال‌ها