découverte

واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی

اسم · صفت · /\de.ku.vɛʁt\/

اسم

  1. عمل کشف کردن چیزی که ناشناخته بود (کشف / اختراع).
  2. عمل اختراع کردن.
  3. چیزی که کشف شده است (کشف).
  4. بخش بالایی معدن که استخراج نمی‌شود و تخلیه می‌گردد.
  5. عمل تخلیه این بخش معدن.

صفت

  1. مؤنث مفرد découvert.

مثال‌ها