inventer

واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی

فعل · /\ɛ̃.vɑ̃.te\/

Conjugaison du verbe inventer

فعل

  1. اختراع کردن
  2. ابداع و ثبت اختراع
  3. ساخت واژه و نام تجاری جدید
  4. کشف گنج یا محوطه باستانی
  5. تصور کردن
  6. ساختن داستان یا بهانه دروغین

مثال‌ها