arriver

واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی

فعل · /\a.ʁi.ve\/

Conjugaison du verbe arriver

فعل

  1. رسیدن
  2. (arriver à) موفق شدن، از پس برآمدن
  3. پیش آمدن، روی دادن
  4. در شرف رخ دادن بودن
  5. (به مرحله یا سن) رسیدن
  6. تا نقطه معینی رسیدن
  7. به نتیجه رسیدن در تلاش
  8. آمدن؛ نزدیک شدن
  9. به جایی رسیدن، بالا رفتن (اجتماعی)
  10. به ساحل نزدیک شدن
  11. به ساختمانی گفته می‌شود که به سمت دیگری حرکت می‌کند
  12. (دریانوردی) از مسیرِ باد گشتن

مثال‌ها