même

واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی

قید · صفت · ضمیر · اسم · /\mɛm\/

قید

  1. حتی؛ نیز؛ بدون استثنا
  2. حتی؛ بلکه (بیشتر در آغاز جمله)
  3. پس از اسم: حتی، از جمله، بدون استثنا
  4. در نقش قید، اما می‌توان آن را صفت نیز شمرد (همان معنا)

صفت

  1. همان؛ یکسان؛ مشابه
  2. همان (در ساخت le même que، برای این‌همانی یا شباهت)
  3. خود (تأکید: خودش، خودشان)
  4. عین؛ تجسم کامل
  5. خود؛ شخصاً (تأکیدی)
  6. حتی (فراگیر)

ضمیر

  1. یکسان ماندنِ شخص در گذرِ زمان؛ پایداریِ شیوهٔ بودنِ او
  2. همانندی، نبودِ تفاوت؛ همان، همان‌ها
  3. پس از حرفِ اضافه، برای نشان دادنِ اینکه شخصِ موردِ بحث همان کسی است که پیش‌تر شناخته یا نام برده شده؛ همان شخص

اسم

  1. همان چیز؛ مثل هم
  2. همان نتیجه
  3. یکی است؛ فرقی ندارد

مثال‌ها