en même temps

واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی

قید · اسم · /\ɑ̃ mɛm tɑ̃\/

قید

  1. در همان لحظه، در همان زمان، با هم
  2. ولی؛ از سوی دیگر؛ با این حال

اسم

  1. خط مشی دنبال کردن همزمان اصول متناقض

مثال‌ها