appliquer

واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی

فعل · /\a.pli.ke\/

Conjugaison du verbe appliquer

فعل

  1. چیزی را بر چیزی نهادن، تا بر آن بچسبد، اثر بگذارد یا با آن تماس یابد.
  2. چیزی را در موقعیت‌های مناسب به کار بردن.
  3. به کار بستن قانون، اصل و مانند آن در موارد مناسب.
  4. استفاده از اصول یا روش‌های یک علم برای گسترش و بهبود علم دیگری.
  5. اختصاص دادن یا وقف کردن برای مصرف معین.
  6. ثبت‌نام کردن، درخواست دادن.
  7. توجه بسیار زیادی به چیزی مبذول داشتن.
  8. مشغول انجام دادن چیزی بودن.
  9. قرار گرفتن روی، جای گرفتن روی، رفتن به سمت.

مثال‌ها