خویشاوندان؛ مجموعهٔ کسانی که پیوندِ نسبی یا سببی دارند
نسل، دودمان
قبیله، طایفه
دسته، گروه
خانواده شاخص (ریاضی)
خانواده (زیستشناسی)
خانواده حروف
مثالها
La famille, monsieur, existe-t elle ? Je nie la famille dans une société qui, à la mort du père ou de la mère partage les biens et dit à chacun d’aller de son côté. La famille est une association temporaire et fortuite que dissout promptement la mort. — آقای محترم، آیا خانواده وجود دارد؟ من خانواده را در جامعهای انکار میکنم که در مرگ پدر یا مادر اموال را تقسیم میکند و به هر کس میگوید به راه خود برود. خانواده انجمنی موقتی و تصادفی است که مرگ به سرعت آن را منحل میکند.
Il avait grandi dans le giron de la famille, entouré de la tendresse de tous […] — او در آغوش خانواده بزرگ شده بود، احاطهشده توسط مهر و محبت همه […]
En outre, l’organisation de la famille française s’est achevée sous l’influence du droit canon et du droit romain qui revêtaient hier encore un aspect d’éternité et qui nous surprennent aujourd’hui par l’imminence de leur déclin. — علاوه بر این، سازمان خانواده فرانسوی تحت تأثیر حقوق کلیسایی و حقوق روم تکمیل شد که تا دیروز جنبه ابدی داشتند و امروز ما را با نزدیک بودن زوالشان شگفتزده میکنند.
Jusqu’au XVIIᵉ siècle d’ailleurs, la famille, comme l’indique son étymologie, puisque le mot vient du terme latin famulus, le serviteur, englobe l’ensemble des parents et serviteurs. Et c’est dans ce sens qu’en parle La Fontaine lorsqu’il écrit : « il déjeune très bien, ainsi fait sa famille, chiens, chevaux et valets, tous gens bien endentés. » — تا قرن هفدهم، خانواده همانطور که ریشهشناسیاش نشان میدهد، چون واژه از اصطلاح لاتین famulus به معنای خدمتکار میآید، همه خویشاوندان و خدمتکاران را در بر میگرفت. و به همین معناست که لافونتن از آن سخن میگوید: «او بسیار خوب صبحانه میخورد، همانطور که خانوادهاش میخورند، سگها، اسبها و نوکران، همه دندانهای خوبی دارند.»
Un faire-part imprimé, collé sur une vitre, annonçait la mort d’un client. Aucun nom sous le sien. Nulle mention d’ami ni de famille. — آگهی چاپی که روی شیشهای چسبانده شده بود، مرگ یکی از مشتریان را اعلام میکرد. هیچ نامی زیر نام او نبود. هیچ اشارهای به دوست یا خانواده.
[…] je vis toute la famille de mon hôte, une vingtaine de personnes, dont une dizaine d’enfants, qui dormaient, serrés les uns contre les autres, sur des nattes de pandanus. — […] تمام خانواده میزبانم را دیدم، حدود بیست نفر، از جمله ده کودک، که تنگ هم روی حصیرهای پاندانوس خوابیده بودند.