cause

واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی

اسم · /\koz\/

اسم

  1. علت، سبب؛ آنچه باعثِ بودن یا رخ دادنِ چیزی می‌شود
  2. آنچه چیزی را پدید می‌آورد یا سبب‌سازش می‌شود (دربارهٔ کس یا چیز)؛ باعث و بانی
  3. دلیل، انگیزه، موجب
  4. (حقوق) جهتِ تعهد؛ سود اخلاقی یا مادی‌ای که طرفِ قرارداد در نظر دارد
  5. (حقوق تجارت) مبنا یا عوضِ یک سند تجاری؛ ارزشِ بیان‌شدهٔ تعهدِ مندرج در سفته
  6. (حقوق) دعوا، پرونده‌ای که در دادگاه مطرح است
  7. آرمان، هدف، جبهه؛ منفعتی که آدم از آن جانب‌داری می‌کند

مثال‌ها