ennuyer

واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی

فعل · /\ɑ̃.nɥi.je\/

Conjugaison du verbe ennuyer

فعل

  1. کسل کردن؛ ذهن را با چیزی بی‌اهمیت، یکنواخت، ناخوشایند یا بیش از حد طولانی خسته کردن.
  2. پریشان کردن؛ کسی را دلخور و آزرده کردن.
  3. حوصله‌اش سر رفتن؛ دل‌مرده شدن و ندانستن که خود را به چه سرگرم کند.
  4. از نبودِ کسی دلتنگ شدن.
  5. دلخور بودن؛ دل‌نگرانی داشتن.

مثال‌ها