vieux

واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی

صفت · اسم · /\vjø\/

صفت

  1. پیر؛ مسن
  2. قدیمی
  3. متعلق به دوران گذشته یا منسوخ
  4. که ظاهر کهنگی یا پیری دارد
  5. با plus یا moins برای بیان تفاوت سنی به‌کار می‌رود
  6. کهنه‌کار؛ باسابقه
  7. قدیمیِ (عادت، به‌ویژه عادت بد)
  8. (عامیانه) در جملات تحقیرآمیز به‌کار می‌رود
  9. برای ابراز احترام به نام بزرگانِ درگذشته
  10. قدیمی (در برابر نو)
  11. کهنه؛ فرسوده (لباس، اثاث)

اسم

  1. شخص مسن؛ پیر
  2. چیز قدیمی و فرسوده
  3. (خودمانی) بابا؛ پدر
  4. (خودمانی) پدر و مادر
  5. (خودمانی) مردِ مسنی که خرج زنی را می‌دهد

مثال‌ها