vigil
واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی
صفت · /\vi.ʒil\/
صفت
گونه باستانی صفت مذکر vigile
مثالها
Coma vigil ^([1]).
Mots liés
vigilance
vigilant
vigilante
vigile
vigile
vigiler
vigna
vigne
vigneron
vigneron
vigneronne
vignes
vignette
vignette
vignoble
vignoble
بخشهای دیگر
دستور زبان فرانسه — درسهای گرامر
۱۰۰۰ واژهٔ پرکاربرد فرانسه
دیکشنری فرانسه به فارسی