vieux prussien
واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی
اسم · /\vjø.pʁy.sjɛ̃\/
اسم
زبان منقرضشده در پروس شرقی، از گروه بالتیک زبانهای هندواروپایی
Mots liés
vieux slave
viewer
vif
vif
vif de la colonne
vif du piédestal
vif-argent
vif-gage
vigesimo
vigie
vigier
vigil
vigilance
vigilant
vigilante
vigile
بخشهای دیگر
دستور زبان فرانسه — درسهای گرامر
۱۰۰۰ واژهٔ پرکاربرد فرانسه
دیکشنری فرانسه به فارسی