vigile
واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی
اسم · صفت · /\vi.ʒil\/
اسم
کسی (مرد یا زن) که کارِ نگهبانی و پاسداری بر عهده دارد، بیشتر در اماکنِ بازرگانی و صنعتی. (برای زن، «femme vigile» هم گفته میشود.)
مرد مسئول مبارزه با آتشسوزی و نظارت بر شهر
صفت
مرتبط با حالت بیداری
مثالها
La conscience est une fonction vigile.
—
آگاهی کارکردی بیدار است.
Mots liés
gardien
garde
vigiler
vigna
vigne
vigneron
vigneron
vigneronne
vignes
vignette
vignette
vignoble
vignoble
vigogne
vigoureuse
vigoureusement
vigoureux
viguerie
vigueur
viguier
VIH
viking
Viktor
vil
بخشهای دیگر
دستور زبان فرانسه — درسهای گرامر
۱۰۰۰ واژهٔ پرکاربرد فرانسه
دیکشنری فرانسه به فارسی