âme

واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی

اسم · /\ɑm\/

اسم

  1. جان؛ اصلِ زندگی در آدمی
  2. روح؛ بخشِ غیرمادیِ آدمی در برابرِ تن
  3. روان؛ سرچشمهٔ احساس و اندیشه و اراده، وجدانِ اخلاقی
  4. (ادبی) آدمی، انسان
  5. تن، نفر؛ در شمارشِ جمعیت
  6. جانِ کار؛ گردانندهٔ اصلی و موتورِ محرکِ یک کار
  7. آنچه جان می‌بخشد و به جنبش درمی‌آورد
  8. (مجازی) پایه و ستونِ اصلیِ چیزی؛ آنچه آن را برپا نگه می‌دارد
  9. (ساز) جانِ ساز؛ میلهٔ چوبیِ درونِ سازِ زهی که با انتقالِ لرزشِ خرک، طنین را بهتر می‌کند
  10. هستهٔ درونیِ پیکره؛ مغزه‌ای که گچ یا اندود بر آن می‌کشند یا فلز بر آن می‌ریزند
  11. لولهٔ درونیِ سلاحِ گرم که باروت و گلوله در آن جای می‌گیرد
  12. سوپاپِ چرمیِ دم که با بالا رفتن هوا را می‌گیرد و با پایین آمدن نگه می‌دارد
  13. لایهٔ میانیِ تشک که بیشترِ ضخامتِ آن را می‌سازد
  14. (مجازی) شرحِ کوتاهی که نقشِ یک نشان را معنا می‌کند
  15. (ادبی) دلدار، زنِ محبوب
  16. مغزهٔ کابل یا رشته؛ بخشِ میانیِ آن از یک یا چند سیمِ تابیده
  17. جانِ تیر؛ جزئی که بالِ بالایی و پایینیِ یک تیرآهن را به هم می‌پیوندد
  18. بخشِ میانیِ یک نیم‌رخِ فولادی

مثال‌ها