appareil

واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی

اسم · /\a.pa.ʁɛj\/

اسم

  1. دستگاه؛ شیءِ پیچیده‌ای که آدمی برای آسان‌کردنِ کاری ساخته است.
  2. تلفن
  3. هواپیما
  4. مخلوط چند ماده برای تهیه غذا
  5. مجموعه اندام‌ها با عملکرد خاص
  6. نمود و ظاهر؛ شیوه‌ای که کسان یا چیزها خود را به دیگران می‌نمایانند. → بنگرید به dans le plus simple appareil
  7. چیدمان سنگ‌ها در بنایی
  8. دستگاه ورزشی متحرک برای تمرینات خاص
  9. تدارک مراسم باشکوه و ظاهر آن
  10. مسئولان سازمان یا حزب سیاسی
  11. مجموعه وظایف حاکم بر سازمان
  12. مجموعه یادداشت‌های ویراستار برای درک متن

مثال‌ها