ضمیرِ متصلِ سومشخصِ جمع؛ به آنان. همیشه در نقشِ مفعولِ غیرمستقیم به کار میرود.
اسم
بازرسِ بلیتِ حملونقلِ عمومی
سایر
صفتِ ملکیِ سومشخصِ جمع برای یک چیز؛ آنچه از آنِ آنان است، چه مرد و چه زن
مثالها
Je leur ai déjà dit trois fois, ils devraient le noter. — سه بار به آنها گفتهام؛ باید یادداشتش کنند.
On ne s’improvise pas usurier, il faut parvenir d’abord à une méritoire insertion dans la mafia des gens bien placés pour exploiter leur prochain. — رباخواری کارِ یکشبه نیست؛ آدم اول باید بهشایستگی راهی به باندِ کسانی باز کند که جای خوبی برای بهرهکشی از همنوعِ خود دارند.
Ces braves gens n’avaient pas l’air candide et pur d’un jeune séminariste, oh ! non. On voyait à leurs traits durs et prononcés, à leur teint hâlé, à leur front sillonné, que les passions — et quelles passions ! -, que les passions avaient passé par là, et qu’ils avaient mené une vie, hélas ! bien orageuse, ces honnêtes compagnons. — این آدمهای نازنین ظاهرِ ساده و پاکِ یک طلبهٔ جوان را نداشتند، اوه نه! از خطهای سخت و درشتِ چهرهشان، از رنگِ آفتابسوخته و پیشانیِ شیاردارشان پیدا بود که شورها — و چه شورهایی! — از آنجا گذشته و این رفیقانِ درستکار زندگیِ پرتلاطمی، افسوس، پشتِ سر گذاشتهاند.