صفتِ ملکیِ سومشخصِ جمع برای چند چیز؛ آنچه از آنِ آنان است، با چند دارنده و چند چیز
مثالها
Ces braves gens n’avaient pas l’air candide et pur d’un jeune séminariste, oh ! non. On voyait à leurs traits durs et prononcés, à leur teint hâlé, à leur front sillonné, que les passions — et quelles passions ! -, que les passions avaient passé par là, et qu’ils avaient mené une vie, hélas ! bien orageuse, ces honnêtes compagnons. — این آدمهای نازنین ظاهرِ ساده و پاکِ یک طلبهٔ جوان را نداشتند، اوه نه! از خطهای سخت و درشتِ چهرهشان، از رنگِ آفتابسوخته و پیشانیِ شیاردارشان پیدا بود که شورها — و چه شورهایی! — از آنجا گذشته و این رفیقانِ درستکار زندگیِ پرتلاطمی، افسوس، پشتِ سر گذاشتهاند.
La plupart des passagers sont des marchands danois qui vont visiter leurs comptoirs d’Islande ou leurs pêcheries des îles Féroë. — بیشترِ مسافران بازرگانانِ دانمارکیاند که میروند به بنگاههایشان در ایسلند یا به شیلاتهایشان در جزایرِ فارو سر بزنند.