travail

واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی

اسم · /\tʁa.vaj\/

اسم

  1. کار؛ کوشش، زحمت
  2. کار، شغل
  3. شیوه کارکردن
  4. محصول کار، اثر
  5. اثر علمی، پژوهش
  6. کیفیت ساخت
  7. کار در دست
  8. عملکرد نیروهای طبیعی
  9. دردِ زایمان؛ مرحلهٔ نخستِ زایمان
  10. کار مکانیکی (فیزیک)
  11. نیروی کار
  12. مسئله کارگری
  13. تمرین اسب

مثال‌ها