job

واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی

اسم · /\dʒɔb\/

اسم

  1. شغل کوچک، کار موقت، اغلب با دستمزد کم
  2. هر شغل مزددار، کار
  3. کار، مأموریت، وظیفه
  4. در زمان پردازش دسته‌ای، زنجیره برنامه‌هایی که باید به ترتیب مشخص اجرا شوند (واژگان IBM)

مثال‌ها