quoi
واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی
ضمیر · صوت · اسم · /\kwa\/
ضمیر
چه، چه چیزی؛ در نقشِ مفعول یا پس از حرفِ اضافه
صوت
برای بیانِ شگفتی، درنیافتن، برآشفتگی و مانندِ آن؛ چی!
برای آوردنِ چیزی قطعی و بدیهی، یا یک تصمیم یا استدلال؛ اما خب، خب که چه، چه میشود کرد
برای رساندنِ اینکه پیام به شنونده نرسیده یا نافهمیده مانده، یا برای خواستنِ تکرارِ آن؛ چی؟
برای انتظارِ پاسخ یا واکنش، یا خواستنِ توضیحِ یک وضعیت یا کار؛ چیه؟
(غیررسمی) عادتِ زبانی؛ با لحنِ افتان در پایانِ جمله میآید تا شنونده حرف را تأیید کند؛ دیگر، دیگه
اسم
چیستی؛ موضوع بحث (در برابر چگونگی)
مثالها
Quoi de plus heureux que ce qui vous arrive ?
—
چه چیزی خوشتر از آنچه برای شما پیش آمده؟
De quoi est-il question ? À quoi pensez-vous ?
—
سخن بر سرِ چیست؟ به چه فکر میکنید؟
En quoi puis-je vous être utile ?
—
چه کاری از من برمیآید؟
Quoi ! Vous avez fait cette imprudence !
—
چی! شما این بیاحتیاطی را کردید!
Quoi ? Mais c’est impossible je l’avais laissé ici la dernière fois.
—
چی؟ اما محال است، بارِ پیش همینجا گذاشته بودمش.
Quoi ! Vous osez me braver en face !
—
چی! جرئت میکنید رودررو به من گردنکشی کنید!
Mots liés
je ne sais quoi
comme quoi
n’importe quoi
pour raison de quoi
non
comment
hein
quoique
quolibet
quorum
quote
quote-part
quotes
quotidien
quotidien
quotidienne
quotidiennement
quotient
quotité
qu’ainsi ne soit
qu’en-dira-t-on
qu’est-ce que
qu’est-ce que c’est
qu’est-ce qui
r
r
R&B
R&D
R.S.V.P.
Ra
rab
rabâchage
rabâcher
rabâcherie
rabâcheur
rabâcheur
rabâcheuse
rabais
rabaissement
rabaisser
rabassier
rabat
rabat
rabat-joie
rabat-joie
rabattage
rabattement
rabatteur
بخشهای دیگر
دستور زبان فرانسه — درسهای گرامر
۱۰۰۰ واژهٔ پرکاربرد فرانسه
دیکشنری فرانسه به فارسی