بند، ماده یا نکتهٔ اصلی؛ در ترکیبِ de ce chef یعنی «از این بابت»
عنوانِ اتهام؛ دلیل یا موضوعِ یک پیگرد قضایی
ابتکار؛ مسئولیت؛ در ترکیبِ dans le chef de یعنی «از جانبِ، بر عهدهٔ»
(در نشانشناسی) سرِ سپر؛ نوارِ بالاییِ سپر
هر بخشِ اصلیِ یک مجموعه
سرِ پارچه؛ لبهای که بافتنِ پارچه از آن آغاز شده است
سرِ ماهیچه؛ بخشِ برآمدهٔ یک عضله
نوارِ پارچهٔ ویژهای که در آغازِ یک توپ پارچه بافته میشود
مثالها
« Je vous aurais bien accompagné, fit Blazius ; mais le chef me branle pour mon vieil âge, et je ne suis plus bon que le verre au poing, en des conflits de bouteilles et batailles de pots. » — «دوست داشتم همراهیتان کنم،» بلازیوس گفت؛ «اما سرم به خاطر سن پیریم میلرزد و دیگر فقط با جام در دست در نبرد بطریها و جنگ کوزهها خوبم.»
L’École Normale est une institution que les nations envient à la République : elle est une des têtes de la France qui est pourvue de chefs comme une hydre. — اکول نرمال نهادی است که ملتها به جمهوری رشک میبرند: یکی از سرهای فرانسه است، فرانسهای که مانند هیدرا چند سر دارد.
Joséfa le dévorait des yeux ; elle encensait du chef, vieille jument réformée que réveille une musique de cirque. — ژوزفا با چشم او را میبلعید؛ با سر تعظیم میکرد، مثل مادیانِ پیرِ از کارافتادهای که موسیقیِ سیرک بیدارش میکند.
Arrivé à sa demeure de Dampierre, près de Langres, Gualon y dépose le chef de saint Mammès. — گوالون چون به خانهاش در دامپیر نزدیک لانگر رسید، سرِ سن مامس را آنجا به امانت میگذارد.
[…] Pour enrichir ce nouveau sanctuaire il y transféra, des catacombes où elles reposaient, les dépouilles des martyrs Sébastien, Gorgonius et Tiburce. Ce lui fut sans doute l'occasion de détacher du corps le chef de saint Sébastien pour le conserver séparément dans un vase précieux. — […] برای غنیسازی این زیارتگاه جدید، بقایای شهدا سباستین، گورگونیوس و تیبورکیوس را از دخمههایی که در آنجا آرمیده بودند منتقل کرد. بدون شک این فرصتی بود تا سر سن سباستین را از بدن جدا کند و آن را جداگانه در ظرفی گرانبها نگه دارد.
On parle souvent de la rapidité extraordinaire avec laquelle les Américains ont jeté leur voie ferrée à travers les plaines du Far-West. Mais, qu’on le sache, les Russes ne leur cèdent en rien de ce chef, […]. — بسیار از سرعتِ شگفتانگیزِ آمریکاییها در کشیدن راهآهن در دشتهای غربِ دور سخن میگویند. اما بدانید که روسها از این بابت چیزی از آنان کم ندارند […].