maître

واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی

اسم · صفت · /\mɛtʁ\/

اسم

  1. ارباب، صاحب‌اختیار؛ کسی که فرمان می‌راند
  2. آنچه سلطه خود را اعمال می‌کند
  3. آموزگارِ دبستان
  4. صاحب، مالک؛ کارفرما
  5. صاحبِ جانورِ خانگی
  6. (باستان) ارباب؛ صاحبِ برده
  7. کسی که نقش مسلط را در رابطه می‌پذیرد
  8. آموزگار، مربی، معلم
  9. استاد؛ چیره‌دستِ یک هنر
  10. لقبِ دارندگانِ برخی مناصب
  11. عنوان وکیل، سردفتر یا مأمور اجرا در فرانسه، بلژیک و کانادا
  12. عنوان دارنده مدرک کارشناسی ارشد در فرانسه
  13. (نیروی دریایی) ناواستوار؛ درجه‌ای برابرِ گروهبان‌یکمِ ارتش
  14. (فراماسونری) استاد؛ یارِ پیشین که به درجهٔ سوم و واپسین رسیده است
  15. (فنی) عنصرِ فرمان‌ده که بقیه با آن هم‌گام می‌شوند، در برابرِ پیرو

صفت

  1. (دربارهٔ چیزها) اصلی و عمده؛ و نیز استادانه و کاری

مثال‌ها