contre

واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی

حرف اضافه · اسم · قید · /\kɔ̃tʁ\/

حرف اضافه

  1. علیهِ، بر ضدِّ، در برابرِ؛ در برخورد با
  2. برخلافِ، با وجودِ، علی‌رغمِ
  3. چسبیده به، کنارِ، نزدیکِ
  4. در برابرِ، در سنجش با؛ تنها برای مقایسهٔ دو عدد به کار می‌رود
  5. نشان‌دهندهٔ نسبتِ میانِ مبلغِ شرط و سودِ آن در صورتِ برد؛ به
  6. در ازای، در برابرِ
  7. نشان‌دهندهٔ جهت؛ به‌سویِ

اسم

  1. دلایل مخالف
  2. بازگشت توپ بیلیارد
  3. ضدضربه (شمشیربازی)
  4. دفاع روی توپ؛ بلاک
  5. بلاک (بسکتبال)
  6. ضدحمله
  7. ضربهٔ متقابل (ورزش‌های رزمی)
  8. کنتر در بریج

قید

  1. چسبیده؛ در تماس

مثال‌ها