در برابرِ، در سنجش با؛ تنها برای مقایسهٔ دو عدد به کار میرود
نشاندهندهٔ نسبتِ میانِ مبلغِ شرط و سودِ آن در صورتِ برد؛ به
در ازای، در برابرِ
نشاندهندهٔ جهت؛ بهسویِ
اسم
دلایل مخالف
بازگشت توپ بیلیارد
ضدضربه (شمشیربازی)
دفاع روی توپ؛ بلاک
بلاک (بسکتبال)
ضدحمله
ضربهٔ متقابل (ورزشهای رزمی)
کنتر در بریج
قید
چسبیده؛ در تماس
مثالها
Mettez-vous en garde contre ces belles promesses, elles cachent souvent la plus infame des tromperies. — از این وعدههای زیبا برحذر باشید؛ اغلب پستترین فریبها را در خود پنهان دارند.
Ce ne sont que des rochers à pic contre lesquels la mer se brise avec fureur : les vents et les vagues les ont façonnés en pyramides, en tours, en cavernes, en arcades; d'innombrables oiseaux de mer animent le paysage. — چیزی نیست جز صخرههای سراشیب که دریا با خشم بر آنها میکوبد: باد و موج آنها را به شکلِ هرم و برج و غار و طاق درآوردهاند؛ پرندگانِ بیشمارِ دریایی به این چشمانداز جان میبخشند.
À partir de témoignages de victimes, la Fédération internationale des droits de l’Homme (FIDH) a démontré dans un rapport, publié le 25 octobre, que des djihadistes étrangers avaient commis des exactions contre des femmes yézidies. — فدراسیونِ بینالمللیِ حقوقِ بشر بر پایهٔ شهادتِ قربانیان، در گزارشی که ۲۵ اکتبر منتشر شد نشان داد که جهادگرانِ خارجی علیهِ زنانِ ایزدی مرتکبِ جنایت شدهاند.
Il a fait cela contre mon sentiment, contre l’avis, contre la volonté de tous ses parents, contre les défenses qu’on lui en avait faites. — این کار را برخلافِ نظرِ من، برخلافِ رأی و خواستِ همهٔ خویشانش، و برخلافِ منعهایی که کرده بودند انجام داد.
Sa maison est contre la mienne. — خانهاش چسبیده به خانهٔ من است.
J’étais assis contre le mur. — تکیهداده به دیوار نشسته بودم.