affaire

واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی

اسم · فعل · /\a.fɛʁ\/

Conjugaison du verbe affaire

اسم

  1. کاری که باید انجام داد؛ وظیفه
  2. آنچه موضوع یک فعالیت است؛ کار
  3. آنچه موجب نگرانی است؛ دغدغه
  4. درگیری در جبهه؛ نبرد
  5. هر چیزی که باید با کسی در زندگیِ روزمره دربارهٔ آن گفت‌وگو یا تسویه کرد
  6. قرارداد؛ معامله؛ داد‌وستد؛ کسب‌وکار
  7. پرونده‌ای که در دادگاه رسیدگی می‌شود
  8. اصطلاح عمومی که اغلب جایگزین کلمات خاص در زبان روزمره می‌شود
  9. وسایل شخصی؛ اثاثیه
  10. چیزی که تعریف یا نام‌گذاری‌اش دشوار است؛ اون چیزه
  11. مقداری؛ مقدار معینی

فعل

  1. اول‌شخصِ مفردِ زمانِ حالِ اخباریِ فعلِ affairer
  2. سوم‌شخص مفرد زمان حال اخباری فعل affairer
  3. اول‌شخص مفرد حال التزامی فعل affairer
  4. سوم‌شخص مفرد حال التزامی فعل affairer
  5. دوم‌شخص مفرد امری فعل affairer

مثال‌ها