présent

واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی

اسم · صفت · صوت · /\pʁe.zɑ̃\/

اسم

  1. حاضر؛ کسی که در جایی هست و شرکت دارد

صفت

  1. حاضر؛ که اکنون در جایی است که از آن سخن می‌رود
  2. هوشیار و آماده؛ چابک و کارآمد
  3. حاضر در ذهن؛ آنچه به یاد است و انگار پیشِ چشم است
  4. کنونی، امروزی؛ در همین زمان
  5. (دستور) زمانِ حال؛ که کنش را در لحظهٔ گفتن می‌نشاند

صوت

  1. حاضر! برای اعلامِ حضور هنگامِ حاضر و غایب کردن

مثال‌ها