présomption

واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی

اسم · /\pʁe.zɔ̃p.sjɔ̃\/

اسم

  1. پیش‌فرض، گمان، قرینه (بدون مدرک قطعی)
  2. اماره قانونی، فرض صحت (تا زمان اثبات خلاف آن)
  3. غرور، خودبینی، اعتماد به نفس بیش از حد
  4. خودبزرگ‌بینی، دست‌بالا گرفتن توانایی‌های خود

مثال‌ها