présenter

واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی

فعل · /\pʁe.zɑ̃.te\/

Conjugaison du verbe présenter

فعل

  1. نشان دادن؛ چیزی را نخستین بار پیشِ چشمِ کسی گذاشتن
  2. آشکارا نشان دادن؛ به نمایش گذاشتن
  3. معرفی کردن؛ کسی را به دیگری شناساندن
  4. اجرا کردن؛ مجریِ برنامه بودن
  5. نامزد کردن؛ کسی را برای سِمَتی پیشنهاد کردن
  6. تقدیم کردن؛ چیزی را به کسی عرضه کردن
  7. بازگفتن؛ شرح دادن و در میان گذاشتن
  8. داشتن؛ توانستنِ فراهم کردن یا نشان دادن
  9. رو به چیزی گرفتن؛ به سویی چرخاندن
  10. جلو آوردن برای تهدید
  11. قطعه‌ای را پیش از نصب سرِ جایش گرفتن تا جفت‌وجور بودنش سنجیده شود
  12. (ناگذر) ظاهر و قیافهٔ خوب یا بد داشتن

مثال‌ها